وبلاگ جیگر خالهوبلاگ جیگر خاله، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 22 روز سن داره
آقا مهدیآقا مهدی، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

فسقلی خاله ❤‿❤

روزهای فراموش نشدنی

1393/10/17 20:22
نویسنده : خاله عاطفه
172 بازدید
اشتراک گذاری

سلام خاله...من بازم اومدم واست پست بذارم...خوبی خالههههههه؟؟    Yellow Head Funny Smiley

اومدم تاریخ شبایی که بابایی اومد خواستگاری مامانی رو ثبت کنم...محبت

اون شبا هیچوقت فراموش نمیشن

اگه بدونی چقد خوش گذشت....بیا باهم خاطره ها رو بخونیم:

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

شب اولی که خانواده ی بابایی اومدن خونه ی ما(1393/7/24) ،من بودم و مامانی وباباییت ،دو تا مامان بزرگ جون و دوتا بابا بزرگ جون،عمو حسن و عمه فاطمه

خاله نسرین نبود مشهد بود دیگه...جاش خالیغمگین

من فرداش آزمون قلم چی داشتم...دینی نخونده بودم واییییییییییی  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

اونشب همه ی کارا برعهده ی این خاله ی بدبختت بود ....تمام پذیرایی ها و ...غمگین

آخه ای خدای بزرگ من مگه تو مراسم خواستگاری خواهر خانوم باید پذیرایی کنه اخه؟؟ crying and sniffling emoticon

مگه کارا و پذیراییا رو نباید عروس انجام بدهsad tears emoticon

آخه مگه من چه گناهی به درگاه تو کردم؟؟از ی طرف استرس امتحان فردا ...از ی طرفم پذیرایی...

اما استرس داشتن تو اون حال و هوا واسه من شیرین بود میدونی چرا؟؟چون میدونستم میخواییم داماد دار بشیممتنظر

خلاصه اونشب خیلی خوش گذشت...خیلی...جای خاله نسرین خالی بوددلشکسته

خانواده ها آشنا شدنو......

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

مهمونی بعدی:

متاسفانه بابایی اینا برای دومین باری که میخواستن بیان ، مامان بزرگ باباییت فوت شد

خدا رحمتشون کنه...

مهمونی عقب افتاد تاااااا بعد از 40 ام مامان بزرگ....

1393/9/13 برای بار دوم خانواده ی باباییت(عمه فاطمه و خاله نسرین نبودن متاسفانه) اومدن خونمون که عروس و داماد باهم حرفاشونو بزنن

وقتی که اومدن،طبق معمول همچی ب خوبی پیش رفت....

بعد عروس و داماد رفتن تو اتاق که با هم حرفاشونو بزنن...

انگار که خیلیییییییی حرف داشتن....حالا ما چند تا هر چی صبر میکنیــــــــــــــــــــــــم میبینیم ن بابا خبری از تموم شدن حرفای مامان وبابایی نیستsad face emoticon

1ساعت و 40 دقیقه با هم حرف زدن

خلاصهههههههه اون شب کلی خوش گذروندیم ولی بازم طبق معمول جای خاله نسرین خالی بودغمگین

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

مهمونی بعدی:

1393/9/23 خانواده ی بابایی اومدن واسه تعیین مهریه.....

طبق معمول خاله نسرین نبود....بقیه همه بودن....خندونک

پذیرایی هم بر عهده ی خاله خانومت بود اما ایندفه عروس چایی آورد

انگار که عروس و داماد ازهم خوششون اومده بود و همچی حل شده بود همینطوری یهوییییییپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

باباییت کلی واسمون حرف زد...حرفای قشنگ قشنگ....تو اون جمع عروس و داماد صد تا دل و قلوه رد و بدل میکردن(البته تو ذهنشون) از چهرشون پیدا بودخندونک

خلاصه اونشبم خیلی خوب بود کلی خوش گذروندیمخندونک

اما جای خاله نسرین خالی بوددلشکسته

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

مهمونی بعدی :

تاریخ 1393/10/3 اولین باری بود که ما به خونه ی بابایی اینا رفتیم....

اونشب اولین باری بود که خاله نسرین هم بود و دامادمونو دید....پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

همه بودن شب خیلی عالی ای بود.....خیلی خوش گذشت خیلی....

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نظـــــــــــــتر فراموش نشه...

بابایی شما هم که میای وبلاگ پسری،نظرم بذار ممنون میشمزیبا

 

 

 

پسندها (10)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (4)

مامان فرناز
17 دی 93 21:03
يه دونه اي خاله جوني خيلي قشنگ بود عزيزم
محدثه
18 دی 93 17:12
نمی شه رمز اون پست رو بدید تا نگاه کنم
خاله عاطفه
پاسخ
نمیدم
یک پیشنهاد ویژه و بیاد ماندنی برای شما
18 دی 93 18:27
دوسـت عـزیـز و گــرامـی ســلااااام دوست داری با خرید یک ساعت رولکس یک عینک ویفری شفاف را به رایگان دریافت کنی درسته ؟؟ ...شمـا را به ديـدن جزئيات اين تخفيف ويژه دعــوت مي کنــم با آرزوي شادي ، سلامت و ثروت براي شما دوست گرامی...
·٠•●♥ مامان آنا ♥●•٠·˙
19 دی 93 15:04
چقدر جالب و دلنشین .. خوشبخت بشن
خاله عاطفه
پاسخ
مرسی خاله